خاطره ای از یعثوب جعفری(نقل قول از ارسلان جعفری)

یه هفته ابگوشت با ۲۰۰ گرم گوشت
ادامه نوشته

خاطره ای از حسنعلی محمودی

سال ۶۶ برا ادامه تحصیل اولین بار تو شهر چهار نفری منزل گرفته بودیم(من وامیر رضا وعوض عبداللهی وحسن علی)  صاحب خونه که اسمش اقدس خانم بود مامان صداش میکردیم
ادامه نوشته

جهت اطلاع

خدمت اندسته از عزیزانیکه با بنده وروستایمون اشنایی ندارن و بخش شوخی بادوستان را مطالعه میکنند عرض کنم که منظور از منزل اتاق مجردیه که برای ادامه تحصیل در شهر اجاره میکردیم با اینکه دوران سختی بود ولی دورانی بود پر از خاطرات شیرین وبیشتر خاطراتی که در قسمت شوخی با دوستان ذکر شده برمیگرده به همان دوران بیادماندنی

جهت اطلاع

خدمت دوستان نزدیک وصمیمی ام عرض کنم که بنده قصد دارم خاطرات خوبی که با دوستان داشتم در وبلاگم چاپ کنم  اندسته از عزیزانیکه مایل نیستند خاطراتشون نوشته شه در قسمت نظرات بنده را مطلع فرمایند ودوستانی همکه دوست دارن خاطراتشون را در وبلاگ بزارن مطالبشون را به ادرسamhr2masu@yahoo.com

ارسال کنند ضمنا دوستان وهم روستاییان عزیز متوانند  پسورد وبلاگ را از من گرفته  مقالات .عکس  بچه هاشون  ویا هرچی دوست دارند در این وبلاگ  چاپ کنند با تشکر مسعود بدری

خاطرات

دوران خوب زندگی

ادامه نوشته